آقا نميدونيد چه خبر بود
بذارين از اينجا شروع کنم
ما يه همسايه داريم از اون مذهبياي ....
خانومه يه چشمي
آقاهه و پسراش هم تا آدمو ميبينن ديوارو نگاه ميکنن ميگن
"سلام عليکم"
ما گفتيم اينا آدما ي مذهبي هستن ولي خانواده خوبين
ساکتن

صداشون در نمياد
مودب هستن
خلاصه
.
.
.
نشسته بوديم با پدر محترم جدول حل ميکرديم
(البته بابام ميگفت من مينوشتم....)

يهو صداهاي مهيبي به گوش رسيد

اول فکر کردم تو ساختمون يکي با همسرش دعواش شده
بعدا گرفتم که همون همسايمون چه بد جور تو کوچه با يکي دعواش شده

جاتون خالي 50 نفر اين يه نفرو نگه داشته بودن
خانومشم هي جيــــــــــــــغ ميزد
آخه نميدونم از کجاي پارکينگ يک فروند دسته بيل برداشته بود
ميخواست به قصد کشت طرفو بزنه


آقا زدنِ طرف به جهنم
نميدونيد چه فحشايي ميداد

منم که کنار برادر محترم خودم، يعني کنار mr سام واستاده بودم دم پنجره
اين فحش ميداد من سرخ ميشدم

سام کلشو مي خواروند

هيچي ديگه همسايه ها معرکه رو تعطيلش کردن
تازه من رفته بودم تخمه آورده بودم
ن1) همون نتيجه ي معروف که روي ظاهر افراد نميشه قضاوت کرد
ن2) سعي کنيد موقع دعوا نگاه کردن کنار پدر و برادرتون وانستيد
کنار خواهر يا مادر باشيد تا در هنگام فحش دادن طرفين دعوا سرخ نشيد
ن3) براي حفظ امنيت، هر چي دسته بيلو آهن پاره تو پارکينگ خونتون هست
برداريد آفرین!
راستي ما که آخرش نفهميديم دعوا سر چي بود شما فهميديد؟؟؟؟
نوشته شده توسط ستاره در جمعه
1387/05/25 ساعت 13:31 |
لینک ثابت |