تبليغاتX
دفتر خط خطی

دفتر خط خطی

 

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، در خواب هم نمی‌توانست تصور آن را کند که فردی که در یکی از کشورهای اروپایی زندگی و در رشته مهندسی تحصیل می‌کند به همین راحتی از او خواستگاری کند.

حالا 9 ماه از نخستین روزهایی که چت کردن را یاد گرفته می‌گذرد و راهروهای دادگاه به قدم‌هایش عادت کرده‌اند. برای گرفتن طلاق غیابی به دادگاه مراجعه کرده، ورود به دنیای مجازی را نابود کننده زندگی جوان‌ها می‌داند: عشق تو مسنجر وجود ندارد، همه‌اش هوس است. من خودم تجربه کردم. با پسری آشنا شدم. یک سال همیشه با هم چت می‌کردیم تا اینکه با هم ازدواج کردیم ولی بعد فهمیدم که بین ما هیچ عشقی وجود ندارد و آخرش به بن‌بست طلاق رسیدیم.

راهروهای دادگاه خانواده پر است از کسانی که اینترنت برایشان ریش سفیدی کرده؛ خانم توحید هم یکی از آن‌هاست و دخترش تا رنگ سیاه بخت، را ندیده عشق‌های مجازی پشیمان نشده، می‌گوید: از وقتی دخترم شیفته پسری در اینترنت شد به خواستگارانش جواب مثبت نداد و ما مجبور شدیم با اصرار، او را به عقد پسری در خارج از ایران درآوریم. حالا کمتر از دو ماه که از عقدشان گذشته متوجه شدیم که او شیاد است و دختران زیادی را با این روش بدبخت کرده است.

واقعیت این ‌است که شاید بتوان تغییرات در شیوه ازدواج جوانان را یکی از تبعات ورود این فناوری در ایران دانست که به "ازدواج‌های اینترنتی" مرسوم شده‌اند، اما مسئله مهم در این میان این است که آیا می‌توان اشتراک سلیقه افراد در "چت‌روم" را نخستین گام برای ازدواج دانست؟

الهه غمگین‌تر از آن است که اشک‌هایش را پنهان کند، به صندلی راهرو دادگاه خانواده تکیه داده و سعی می‌کند صورتش را زیر چادر محو کند:"من شوهرم را بعد از 12 سال زندگی به خاطر اینکه توی اینترنت عاشق یک دختر شد از دست دادم".

*مهمانی سرزده به نام یاهو مسنجر

حالا یاهو مسنجر در جهان نوپا و جدید مهمانی سرزده بدون تدارک از پیش فرهنگ‌سازی شده چیزی که به قول بسیاری عقده‌ها را ته نشین می‌کند و نیاز به فرهنگ سازی دارد.

اما تعدادی هم چت را مثبت ارزیابی می‌کنند کسانی که توانسته‌اند از خطرات امپراطور خانه دل‌ها فرار کنند. شادی یکی از آن‌هاست: "من با شوهرم توی چت آشنا شدم چهار سال است که با هم هستیم و زندگی خوبی داریم بستگی به خود شخص دارد".

اما هر چه باشد دل‌باختگی پشت عددهای صفر و یک معلوم نیست به کجا ختم شود دنیایی که قرار است یک عمر زندگی را با یک شریک مجازی بسازد که از یک سرگرمی آغاز شده.

دنیای عجیبیه اما خودت باید چشم و گوشت باز باشد حرف یک عمر زندگی از طریق اینترنت که نمی‌توان شریک زندگی را پیدا کرد. سپیده می‌گوید: "خودش به شکلی سنتی ازدواج کرده و راضی است و اعتقادی به فضای مجازی برای ازدواج ندارد".

رضا صداقت، مشاور امور خانواده نیز با او هم عقیده است و در این باره می‌گوید: ازدواج‌های خیابانی و حتی ازدواج‌های دانشجویی اگر بدون شناخت باشد، نتیجه منفی دارد و هر چه شناخت، کمتر باشد، آثار منفی آن بر ازدواج بیشتر و هرچه شناخت بیشتر باشد، استحکام زندگی بیشتر است.

وی ادامه می‌دهد: ازدواج‌هایی که بر اساس شناخت تلفنی، اینترنتی و یا خیابانی باشد، نتیجه خوبی ندارد، چرا که در ازدواج‌های اینترنتی شناخت دو طرف از یکدیگر کم است.

 

*آمارهای فیس بوکی

آمارهای چاپ شده در نشریات نشان می‌دهد که نزدیک به 10 درصد کاربران اینترنتی با جنس مخالف چت می‌کنند و البته بسیاری از این چت‌ها به ازدواج ختم نمی‌شود. همچنین یک بررسی اعلام کرده که نزدیک به 70 درصد چت‌روم‌ها در اختیار جوانان ایرانی قرار دارد.

این آمار حتی بیش از کشورهای پیشرفته است. حتی به طور غیررسمی گفته می‌شود که 80 درصد دانشجویان در معرض خطر اعتیاد به اینترنت هستند. این امر نشان می‌دهد که فضای ارتباطات میان فردی در جامعه در حال تغییر است و یکی از پیامدهای این تغییر، در نحوه آشنایی دختران و پسران برای ازدواج منعکس ‌می‌شود.

بماند که حالا یاهو مسنجرها کهنه شده‌اند و فناوری‌های جدیدتری مثل فیس بوک جایگزین آنها شده و مشکلات را دو چندان کرده‌اند. فضاهای مجازی که اگر هم در ابتدا به قصد ازدواج جوانان را جذب نمی‌کنند، بعد از آشنایی و ملاقات کم کم دلبستگی ایجاد می‌کنند.

مرتضی آشتیانی آسیب شناس اجتماعی معتقد است: جوانان از روی بیکاری به اینترنت روی می‌آورند و ساعات متمادی را صرف کار در اینترنت می‌کنند.

در همین زمان است که در جلساتی با هم صحبت می‌کنند و بعد تمایل دارند همدیگر را ببینند، در بسیاری از این موارد به ازدواج ختم نمی‌شود، اما در بعضی از موارد نیز بعد از ارائه نظرات به ازدواج ختم می‌شود. در این صورت جوانان تصور می‌کنند که همدیگر را شناخته‌اند، اما تحقیقات نشان می‌دهد که این ازدواج‌ها پایه و اساس درستی ندارند.

در حال حاضر، در هر لحظه رقمی حدود 500 هزار تا یک میلیون نفر به‌ صورت آن‌لاین در چت روم‌ها وارد شده و مشغول گفت‌وگو هستند.

افزایش امکانات تصویری در این سایت‌ها سبب شده است تا با نصب یک دوربین کوچک روی مانیتور، امکان ارتباط چهره به چهره نیز فراهم شود تا فضای ارتباطی حالتی طبیعی‌تر به خود بگیرد. این فناوری پیشرفته، انقلابی در نزدیکتر شدن افراد در سراسر دنیا به یکدیگر ایجاد کرده است.

در ایران نیز چت، علاوه بر جنبه‌های سرگرمی، در اغلب موارد به عنوان جایگزین و جبرانی برای کمبودها، احساس حقارت‌ها و.... از سوی دختران انتخاب می‌شود.

 

*دختران قربانیان ناکام

در این میان روان‌شناسان معتقدند که به نوعی این سرگرمی قربانیانش را بیشتر از پسران از دختران انتخاب می‌کند با توجه به اینکه نسل جدید دختران برون گراتر شده و به راحتی از خود و زندگی خصوصی‌شان حرف می‌زنند؛ لذا در کنار فرصتی که این فناوری برای دختران ایجاد کرده، تهدیدهای جدی را نیز متوجه آنها کرده است.

در هر صورت نوجوانان باید بدانند که حریم امنی در اینترنت وجود ندارد، بسیاری از افراد یا نمی‌دانند یا نمی‌فهمند که اینترنت حریم امن و کاملی را برای آنها فراهم نمی‌کند.

نوشته شده در پنجشنبه 1391/02/07ساعت 11:52 توسط علی| |

آنگه که بهانه ها به پایان می رسند دلیلی برای ماندن نیست..

این آخرین صفحه ی من بود...

موفق باشین.

خدانگهدارتون

نوشته شده در دوشنبه 1390/12/22ساعت 16:45 توسط علی| |

ترس دشمن از رنگ ها 

یه روز از لباس سبز سپاه

یه روز از لباس خاکی بسیج

یه روز از سرخی خون شهید

یه روز از چادر مشکی زن ها

یه روز از کیک زرد نیروگاه

و جمعه هم از جوهر آبی انگشت ها... ان شاءالله

نوشته شده در پنجشنبه 1390/12/11ساعت 13:10 توسط علی| |

نمیدونم چشمه !

استرسم داره بسیار میشه..! دلهره وجودمو فرا گرفته...

چیزی یه سال و نیم منتظرش بودم اینک بهم نزدیک تر از نزدیک شده و دلهره ام هر لحظه به قبل بیشتر میشه...

دعا کنین واسم...

نوشته شده در یکشنبه 1390/12/07ساعت 20:28 توسط علی| |

امروز ...

من...

به همه چیز...

به همه کس...

بی اعتمادم.

نوشته شده در پنجشنبه 1390/11/27ساعت 21:22 توسط علی| |

نمیدونم آخر این قصه چی میشه...
نوشته شده در سه شنبه 1390/11/25ساعت 15:12 توسط علی| |

تلویزیون ِ جمهوری اسلامی!

جناب اقای صدا و سیما!

ما که راهپیمایی نبودیم! ولی به خدا ... به پیر* ... به پیغمبر! هفتاد هزار بار دیدیم جمعیت اونجا بوده! اقا اصلا

هم کاری نداریم این جمعیت واقعا خودش اومده یا عزیزان رفتند دنبالشون!

به جون ِ خودم کاری به این حرفا ندارم!

فقط دست از سر کچل ِ ما وردار هی راهپیمایی به خوردمون نــــــــــده! بابا ارتوروز ِ شصت گرفتم از بس کانال

عوض کردم! اخه برادر 16 تا کانال داریم همش باید توش دور زد، آخرشم زد pmc!

این کارا رو میکنی فردا نیا گیرمون بیار که چرا ماهواره دارین و این حرفا! اینو گفتم که در جریان باشی!

(*) جریان ِ این قسم ِ "به پیر .. به پیغمبر.." و میدونین؟؟ اقا پیغمبر که معلومه! پیغمبره!

پبر کیه؟ ~~~> جنـــــــــــتی :دی

پ.ن1) در امتحانات از الطاف یک استاد مزین شدیم! با ما لج کرد و مارا در یک درس 4 واحدی با نمره 8

انداخت! از آنجا که میترسم آن دنیا به دلیل ِ ازدحام جمعیت گیرش نیاورم، همین دنیا در اسرع وقت حالش را

میگیریم!

پ.ن2) یکی بیاد مارو درک کنه! :|


برچسب‌ها: صدا و سیما, تلویزیون, راهپیمایی
نوشته شده در یکشنبه 1390/11/23ساعت 21:28 توسط ستاره| |

گاهی یه انتخاب بیشتر از یه اراده ی قوی نیاز به دقت کافی برای فکر و تصمیم گیری درست داره.

گاهی فقط یه جرف کوچیک بیشتر از انشا و آهنگ دلنشین احتیاج به یک اندیشه ی دورنگر داره تا نتایج و ثمرات آن حرف رو پیش بینی کنه و بعد به زبان بیاره...

گاهی یه اشتباه کوچولو برای به اندازه ی کافی صرف نکردن وقت و یا برای نبودن اندیشه ی دور نگر اتفاق می افته...

و اشتباه؛ اشتباهه!

                کوچک یا بزرگ!

پ.ن) ستاره متفکر میشود!

پ.ن2) ستاره دچار خود درگیری میشود!!

پ.ن3) هر از گاهی ستاره فکر میکند خاموش شود سنگین تر است! والا...!

یه ستاره خاموش بشه کی میفهمه؟

.

.

.

علی آدمو برق بگیره؛ جو نگیره! :دی

نوشته شده در چهارشنبه 1390/10/07ساعت 11:9 توسط ستاره| |

آقا تهران چند ؟ ها ستاره تهران چند ؟

این روزا هی پول میره تو حسابم .

میل جدیدی واسم اومده که میگه شما در یک لاتاری که سالانه هشت برنده از کاربران آنلاین داره شدید و مبلغ جایزه ی شما ۶۰۰ هزار دلار آمریکاست .

نشستم جمع زدم ...> ۲۵درصد هفت میلیون دلار + ۶۰۰هزار دلار به عبارتی میشه حدود ۳۵۲۵۰۰۰۰۰۰

بیش از سه و نیم میلیارد توووووومن !

اگه همین طور دلار بره بالا کارم رو غلتکه !

ستاره چقدر دستمزد میگیری ؟ یه منشی بیکار میخوام !

الان تو میلم پر پوله و جیبم خالیه ! ستاره بنویس به حساب .

 

نوشته شده در دوشنبه 1390/10/05ساعت 23:47 توسط علی| |

اخیرا با یه نفر اهل لندن چت میکردم که می گفت  یه سرمایه گذار در بخش نفته !

وقتی فهمید ایرانیم گفت بسیار خوب !

بعد حدود نیم ساعت مذاکره قرار شد ۲۵ درصد سرمایه گذاری ۷میلیون دلاری رو در ازای کمکم بگیرم .

گفت یه زمین واسه کمپانی لازم دارم . گفتم یه نبش باشه یا دو نبش ؟

گفت : وات ؟

گفتم بیخیال !

من دیگه پولدار شدم

شما ؟ ستاره ؟ نمیشناسم .

نوشته شده در شنبه 1390/10/03ساعت 15:23 توسط علی| |

Design By : Mihantheme